جوانان فراری از ازدواج. طبق گزارشات متعدد دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت، سن ازدواج در کشور چند سالی افزایش یافته است، بسیاری از دختران و پسران جوان حاضر به تشکیل زندگی مشترک نیستند و این حقیقت دردناکی است که توجه بسیاری از صاحب نظران و متخصصان خانواده را به خود جلب کرده است. نسرین صفری -بخش کلوب ازدواج تبیان. اضطراب، انزوا طلبی، افسردگی، احساس بی ارزشی، عدم تعالی شخصیت، مشکلات جنسی، روی آوردن به روابط نامشروع و. از جمله پیامدهای ناگوار تاخیر در ازدواج است، اما بسیاری از جوانان با ...

جوانان فراری از ازدواج

طبق گزارشات متعدد دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت، سن ازدواج در کشور چند سالی افزایش یافته است، بسیاری از دختران و پسران جوان حاضر به تشکیل زندگی مشترک نیستند و این حقیقت دردناکی است که توجه بسیاری از صاحب نظران و متخصصان خانواده را به خود جلب کرده است.

نسرین صفری -بخش کلوب ازدواج  تبیان
ترس از ازدواج

اضطراب، انزوا طلبی، افسردگی، احساس بی ارزشی، عدم تعالی شخصیت، مشکلات جنسی، روی آوردن به روابط نامشروع و.... از جمله پیامدهای ناگوار تاخیر در ازدواج است، اما بسیاری از جوانان با اذعان به این مهم، همچنان حاضر نیستند تن به ازدواج بدهند، اگر چه شاید هم به لحاظ اقتصادی در تمکن مساعدی قرار داشته باشند.
در ادامه این یادداشت، به چند مورد از علتهای اصلی امتناع جوانان از ازدواج اشاره می کنیم:

برخی از جوانان علیرغم آمادگی های اولیه برای ازدواج، نه تنها حاضر به ازدواج نیستند بلکه نیازی به ازدواج و پذیرش مسئولیت های سنگین آن را برای خود نمی بینند؛ چرا که به زعم ایشان کارکرد ازدواج صرفا کارکرد جنسی است

ترس از ازدواج 

بهرام علت تاخیر ازدواج خود را ترس می داند، او می گوید: به کرات تا برخی از مراحل ازدواج پیش رفته است، اما هربار به دلیلی نتوانسته است بر انتخاب خود ثابت قدم باشد. چه بسا همیشه فکر می کند اگر نتواند دختر مورد نظرش را خوشبخت کند، بی تردید در حق او اجحاف کرده است. مادر بهرام نیز در تائید سخنان پسرش می گوید: پسر من هرگز از عاقبت انتخاب خود مطمئن نیست و از پذیرش تعهد در قبال دیگری نیز احساس نگرانی و ناراحتی می کند و من تنها دلیل تاخیر ازدواج او را ترس از ازدواجش می دانم.  
مفهوم ترس از ازدواج، اگر چه شاید مفهوم جدید و مهجور به نظر آید، اما اگر به معنا و گستره آن توجه کنیم، در می یابیم که با واقعیتی بس بسیار مهم مواجه هستیم، چه بسا بسیاری از جوانان امروز ما مبتلا به ترس از ازدواج (گاما فوبیا) هستند. ترس از ازدواج را باید به معنی عدم اطمینان به موفقیت ازدواج، عدم اطمینان به فرد منتخب و ویژگی های شخصیتی او ترس از مشکلات و سختی های پس از ازدواج، ترس از پذیرش مسئولیت های زندگی خانوادگی و عدم توان تحمل پاسخ گویی به آن، ترس از محدود شدن آزادی های شخصی، ترس از عدم امکان پیشرفت های شغلی و تحصیلی و یا حتی ترس از احساس صمیمیت با جنس مخالف  قلمداد کرد که می توان با انجام مشاوره های فردی و خانوادگی در جهت درمان آن نیزگام برداشت.

آزادی روابط دختر و پسر

مادری می گوید: جوانان امروز به کل تغییر کرده اند، من سبک زندگی آنها را نمی شناسم و نمی پسندم. شبانه روز در تقلای ازدواج فرزندم می باشم اما او حاضر به ازدواج نیست، چند وقت پیش صحبتی از او شنیدم که بسیار نگران و بیقرارم کرد، بعد از اصرارهای بسیار من به ازدواج و امتناع همیشگی اش از این امر، گفت:"برای چه باید ازدواج کنم؟چرا باید تن به مسئولیت بزرگی  به نام ازدواج دهم؟" و... با شنیدن این حرف مهر سکوت بر زبان گرفتم، هیچ برای گفتن نداشتم، اما هنوز سردرگم و حیرانم، نمی دانم با فرزندی که متمایل به ازدواج نیست؛ چه کنم؟

جوانان با مشاهده تجارب تلخ و شکست های عاطفی زوج هایی که به واسطه اعتماد خوش بینانه به دیگران، دچار ناکامی شده اند، به گونه ای بسیار سخت گیرانه و گاه حتی وسواسی منشانه با مساله ازدواج مواجه می شوند

بلوغ جنسی، بلوغ عاطفی و علاقه به جنس مخالف ازجمله مهمترین عوامل و انگیزه های ازدواج است، با توجه به این واقعیت، اگر جوانان بتوانند بدون ازدواج و خارج از چارچوب خانواده و پذیرش مسئولیت های ازدواج، نیاز جنسی و عاطفی خویش را تامین کنند، بی تردید دستیابی به شریک جنسی، پذیرش تعهد و مسئولیت نسبت به خود و دیگری و باروری و تداوم نسل، نمی تواند انگیزه ای برای ازدواج جوانان باشد. در نتیجه چنین وضعیتی است که بسیاری از جوانان ترجیح می دهند از ازدواج دوری کرده و نیاز جنسی خویش را با کمترین هزینه ها برآورده سازند که این مهم، از جمله دلایل بالا رفتن سن ازدواج در کشورهای غربی است. در واقع کشورهای غربی متناسب با فرهنگ خود، با رشد فزاینده همخانگی یا زندگی مشترک زنان و مردان ازدواج نکرده، سعی کرده اند فاصله و گسست بلوغ جنسی و عاطفی را با بلوغ اجتماعی و اقتصادی حل کنند؛ و بدین طریق مجاز دانسته اند جوانی که به بلوغ جنسی و عاطفی رسیده، بتواند نیازهای خود را خارج از چارچوب خانواده تأمین کند، که بی تردید علت متزلزل بودن  بنیان خانواده در غرب  نیز می توان در همین عامل جستجو کرد چه بسا وقتی اصالت مبتنی بر سود و لذت باشد و یا  ازدواج مانعی در راه آزادی و لذت بردن بی حد و حصر از شهوات معنا شود، نتیجه ای جز این نیز انتظار نمی رود. متاسفانه در سالهای اخیر بواسطه تهاجم فرهنگی این راه حل کاملا غربی در فرهنگ و جامعه دینی ما نیز نفوذ کرده  است؛ رسانه های ارتباط جمعی غربی با ترویج ولنگاری جنسی و فرهنگ برهنگی، با پایین آوردن سن بلوغ عاطفی و جنسی جوانان، زمینه تغییر و تحولات گسترده ارزش های حاکم بر نهاد خانواده، از جمله آزادی جنسی، آزادی روابط دختر و پسر پیش از ازدواج را فراهم ساخته اند. امروزه ما شاهد آن هستیم که برخی از جوانان علیرغم آمادگی های اولیه برای ازدواج، نه تنها حاضر به ازدواج نیستند بلکه نیازی به ازدواج و پذیرش مسئولیت های سنگین آن را برای خود نمی بینند؛ چرا که به زعم ایشان کارکرد ازدواج صرفا کارکرد جنسی است که آن را نیز می توان با برخورداری کمابیش آزاد از روابط آزاد دختر و پسر و تمتعات جنسی موجود در جامعه تامین کرد. از سوی دیگر، مشکلات و موانع ازدواج جوانان، به ویژه دختران، باعث شده است که برخی از جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود به ارتباط با جنس مخالف بسنده کنند. به همین دلیل، وجود زمینه های انحرافات اخلاقی، روابط آزاد دختر و پسر و  امکان تمتُع و ارضای جنسی، نیاز به ازدواج را در جوانان کم رنگ کرده  و به عنوان یکی از عوامل افزایش سن ازدواج محسوب می شود.

اعتماد روی میز شک

نرگس 37 ساله می گوید: من به شدت از ازدواج می ترسم، به هیچ کس اعتماد ندارم و نمی توانم به خواستگارانم اطمینان کنم. تجارب تلخ بسیاری داشته ام، من خواستگاری را تجربه کرده ام که در تحقیقاتش متوجه شدیم آن فرد  متاهل است و به قصد تجدید فراش ما را فریفته است، یا یکی از خواستگارانم اعتیاد به شیشه داشت و یکی دیگر نیز، در بیان میزان تحصیلاتش، اغراق کرده بود و... حال، با این شرایط ،اگر شما هم به جای من بودید، نمی توانستید به دیگران اعتماد کنید و با خاطری آسوده به استقبال ازدواج بروید.
نه تنها توسعه شهرنشینی و افزایش جمعیت موجب بیگانگی افراد نسبت به هم شده بلکه دروغگویی، فریب کاری، ظاهرسازی،کلاهبرداری، همسر آزاری، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافیان،اعتیاد، بی بندوباری و ....  باعث شده است که بسیاری از افراد جامعه در فضای بی اعتمادی و یا حداقل دیر اعتمادی روزگار سپری کنند و به سختی  نیز، به یکدیگر اطمینان نمایند. یکی از آثار این بی اعتمادی، به هنگام وصلت دو خانواده با یکدیگر، خود را نشان می دهد. جوانان و خانواده ها با مشاهده تجارب تلخ و شکست های عاطفی زوج هایی که به واسطه اعتماد خوش بینانه به دیگران، دچار ناکامی شده اند، به گونه ای بسیار سخت گیرانه و گاه حتی وسواسی منشانه با مساله ازدواج مواجه می شوند، معمولا به راحتی به دیگران اعتماد نمی کنند و یا با تشبیه کردن شرایط ازدواج خود با زندگی اطرافیان شکست خورده، از موارد ازدواج،  بی تفاوت عبور می کنند و گاه حتی در شرایط بسیار بحرانی تغییر باور داده، یا به ک�� قید ازدواج را می زنند و یا ازدواج را به عنوان عامل خوشبختی در نظر نمی گیرند. البته شک و عدم اعتماد در جامعه در حال گذاری که مسیر سنت به مدرن را با شتاب بسیاری طی می کند، تا حدود زیادی لازم و منطقی است، ولی اشکال کار زمانی پدیدار می شود که این بی اعتمادی، حالت وسواس گونه می یابد و به صورت نشانه های سوءظن و بددلی تظاهر می یابد تا بدان جایی که افراد نمی توانند نسبت به تحقیق های منطقی و درست خود و دیگران نیز اعتماد کنند.

برای اطلاع از طرح همسان گزینی تبیان اینجا کلیک کنید


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه