شاید تا به حال شنیده باشید که دختران و پسران جوان وقت ازدواج این جمله را به زبان بیاورند: قرار نیست با خانواده اش زندگی کنم. می خواهم با خودش زندگی کنم!

خودش را می خواهم، نه خانواده اش را!


شاید تا به حال شنیده باشید که دختران و پسران جوان وقت ازدواج این جمله را به زبان بیاورند: قرار نیست با خانواده اش زندگی کنم. می خواهم با خودش زندگی کنم!

خانواده همسر

واقعیت این است که در ازدواج دو مرحله شناخت داریم. مرحله اول، شناخت همسر آینده تان است که ممکن است خیلی موفقیت آمیز باشد. شما فکر کنید بسیار به هم شبیه، همسان و متناسب هستید و تفاهم دارید. بنابراین تصمیم بگیرید زندگی مشترک تان را شروع کنید و خانواده ها را برای یک خواستگاری موفقیت آمیز آماده کنید. اما دست نگه دارید! دل خوش به پایان این ماجرا نباشید چون شناخت شما همین جا تمام نشده است.

شما وقتی می توانید بگویید به شناختی نسبی رسیده اید که دومین مرحله را هم پشت سر بگذارید. یعنی شناخت خانواده همسر. شناخت خانواده همسر درست همان اندازه اهمیت دارد که شناخت خود همسر. درست است که شما شاید یک بار در هفته آنها را ببینید و در عوض هر روز هفته را کنار همسرتان بگذرانید اما خانواده همسر از جهات مختلفی بر رابطه شما سایه می اندازد و حضورشان به هیچ وجه قابل انکار نیست.

حتی اگر در بدترین حالت، رابطه خود را به طور کامل با آنها قطع کنید با روحیات و منش خانواده همسرتان از طریق تربیت و ژنتیک به همسرتان انتقال پیدا کرده و حضور آنها غیر مستقیم در زندگی شما مشهود خواهد بود.

 

چرا گفتن این جمله که «می خواهم با خودش زندگی کنم، نه خانواده اش» اشتباه است؟ به دلایل زیر:

 

تربیت و وراثت را جدی بگیرید

همه چیز به تربیت و ژنتیک برمی گردد. هر خانواده عادت ها، آداب و رسومی دارد که مطابق آن رفتار می کند و آنها را به فرزندانش انتقال می دهد. خود شما، محصول همین عادت ها و سبک زندگی خانوادگی تان هستید. شاید آن را نپسندید اما با آن خو گرفته و بزرگ شده اید. در واقع تصور دیگری از خانواده ندارید. شاید در ذهنتان بتوانید یک خانواده ایده آل را ترسیم کنید اما هیچ وقت این تصویر را زندگی نکرده اید. همسر آینده شما هم همین طور است. او حامل پیام هایی است که 2 یا 3 دهه در خانواده زندگی کردن به او آموخته است. در واقع تربیت شده خانواده است و در بزنگاه های حساس، قبل از آنکه بخواهد فکر کند چطور باید تصمیم بگیرد، براساس الگوهایی که از قبل داشته تصمیم خواهد گرفت. به همین دلیل است که افراد شبیه پدران و مادرانشان عمل می کنند.

آموخته های ما از خانواده بسیار بیشتر از آنچه که فکر می کنید اهمیت دارند. نقش های زن و مرد، بر اساس سبک زندگی خانواده تعیین می شود. اگر زن از یک خانواده مردسالار باشد و مرد از یک خانواده زن سالار، درک متفاوتی از نقش های زنانه و مردانه دارند. مرد انتظار دارد که همسرش بار بیشتر زندگی را به دوش بکشد و او زیر سایه تصمیمات همسرش باشد اما در مقابل، زن انتظار دارید او مردانگی اش را نشان دهد و تکیه گاه و مرکز ثقل باشد. بنابراین اولین اختلافات از همین جا شروع می شود. مرد احساس می کند همسرش درایت زنانه ندارد و زن حس می کند همسرش به قدر کافی مرد و قابل اتکا نیست.

به همین شکل موارد دیگر تاثیر گذارند. مثلا حد و مرز حریم شخصی در هر خانواده ای متفاوت است. برخی خانواده ها اعتقادی به حریم شخصی ندارند و از همه ماجراهای زندگی مشترک فرزندشان خبر دارند. در برخی خانواده ها اما این حریم محکم تر است و افراد به راحتی دیگران را به زندگی شان راه نمی دهند. تفاوت در این مسایل می تواند زندگی مشترک را به طور جدی با بحران مواجه کند.

حتی اگر در بدترین حالت، رابطه خود را به طور کامل با آنها قطع کنید با روحیات و منش خانواده همسرتان از طریق تربیت و ژنتیک به همسرتان انتقال پیدا کرده و حضور آنها غیر مستقیم در زندگی شما مشهود خواهد بود

باید دوستشان داشته باشید

شما قرار است عضوی از یک خانواده جدید شوید. ازدواج در ایران به هیچ عنوان یک تصمیم فردی نیست. بنابراین باید بتوانید رفتارهای خانواده جدید را بپذیرید، آنها را دوست بدارید و برایشان دل بسوزانید. در غیر این صورت رابطه شما و همسرتان صدمه خواهد دید و فشاری مضاعف را در زندگی مشترکتان تحمل خواهید کرد. فراموش نکنید که اگر همسرتان در موقعیت انتخاب بین شما و خانواده اش  قرار گیرد به احتمال خیلی زیاد خانواده اش را انتخاب می کند. بنابراین باید توانایی پذیرش و صمیمی شدن با خانواده همسر را داشته باشید. نه خود را از آنها برتر ببینید نه پایین تر. نه خود را جدا کنید و نه پای همسرتان را از خانه پدری اش ببرید.

 

او مثل بقیه نیست

اگر همسر شما با خانواده اش تفاوت های رفتاری زیادی دارد، این را کاملا به فال نیک نگیرید. از یک جهت ممکن است نشان دهنده شکل گرفته بودن شخصیت او و خودساختگی اش باشد اما از سوی دیگر نشان می دهد او الگوهای خانوادگی را قبول نکرده اما آیا الگوهای جایگزین هم دارد؟ آیا زندگی در خانواده ای دیگر به سبکی دیگر را تجربه کرده؟ جواب قطعا منفی است.

 

شباهت مهم ترین اصل است

بهترین ازدواج، ازدواجی است که خانواده ها بیشترین شباهت ها را به هم داشته باشند. این یعنی که شما ریشه های مشترک دارید و در طول زمان، حتی اگر تغییرات شخصیتی هم داشته باشید باز به شیوه های تربیتی تان پایبند خواهید بود. از آن گذشته، وقتی خانواده ها هم کفو باشند، تعامل با آنها برایتان ساده تر است. تفاوت های شدید و اختلاف فرهنگی و اقتصادی وقتی آنقدر باشد که شما تمایل نداشته باشید خانواده همسرتان را در جمع معرفی کنید کم کم باعث بروز اختلافات فامیلی می شود. تصور کنید بچه دار شد اید و شما دوست ندارید فرزندتان شبیه مادربزرگ و پدربزرگ و خاله و عمویش رفتار کند. شبیه آنها حرف بزند یا حتی چهره ای شبیه آنها داشته باشد. خب، شما از همین حالا شکست خورده اید چون خانواده همسر را نمی توان تغییر داد. کسی که در این بین به ناچار تغییر می کند، خود شما خواهید بود.

 

فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان


مطالب مرتبط:

انتخاب «خانواده همسر»!

آیا باید از خانواده همسر ترسید؟

ایمن شدن در مقابل خانواده همسر!

چطور عروس/ داماد خوبی باشیم؟

وقتی خانواده ‌‌شما نامزدتان را دوست ندارند

با دخالت خانواده‌ها چه کنیم؟

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه