رزومه ی ازدواج

رزومه ی ازدواج


مدتی است که حجت الاسلام فضلعلی کمر همت بسته و عزم خود را جزم کرده برای تزویج دانشجویان ، اما این بار با سبک و حال و هوای خاص خودش . با نماینده نهاد رهبری در دانشگاه خواجه نصیر در این خصوص به گفت و گو نشستیم .


فضلعلی

تبیان: چه احساس نیازی در محیط دانشگاه کردید که به عنوان یک روحانی پا در این مسیر گذاشتید؟که یک مجموعه های اطلاعاتی و یا به تعبیر من رزومه ی ازدواج را در دانشگاه آماده کنید تا اشخاصی که مایل هستند آنها را پر کنند وعلایق وسلایق و تمایلات خود را در زمینه ی انتخاب همسر درآن ثبت کنند که پس از تحلیل جنابعالی و همکارانتان موارد مورد نظر جهت جلسه ی آشنایی دعوت شدند.

حدود ده سال پیش که من فعالیت خود را در دانشگاه آغاز کردم دانشجوها در حاشیه ی درس و بحث و مباحث فرهنگی برای ازدواج به من مراجعه می کردند و از من طلبه انتظار داشتند که در این راستا به آنها کمک کنم وحتی واسطه شوم و مثلا با دختر خانمی صحبت کنیم و به تعبیری ازاو خواستگاری کنم و یا مواردی پیش می آمد که با خانواده ی دختر صحبت کنم. لذا کم کم وارد این مسیر شدم و احساس کردم که توان و ذوق این کار را دارم و مراجعه ها هر روز بیشتر از دیروز می شد و کار زمانی بهتر شد که به  دنبال این پیگیری ها کار پیش رفت و ازدواج هایی که از این راه، باب آشنایی اش فراهم شده بود به ثمر نشست. وقتی مراجعه ها بیشتر شد ،ما هم وقت بیشتری گذاشتیم و تبلیغ کردیم صحبت کردیم و دانشجویان زیادی برای امر خیر ازدواج مراجعه کردند و الان هم می کنند. این حرکت از دانشگاه علوم پزشکی کردستان شروع شد و بعد دانشگاه علم و صنعت و هم اکنون هم در دانشگاه خواجه نصیر در حال انجام است در حال حاضر یک نظم و انسجام و سیستم خاصی به این کار داده ام و زونکن و اطلاعات کاملاً مستند موجود است .پس در جواب سئوال شما باید بگویم که به دنبال مراجعه ی آقایان و اقدام ما اعتماد خانواده ها و دخترخانم ها جذب شد و این کار هم اکنون در حال انجام و پیگیری است.

تبیان: آیا صلاح نمی دانید که این خدمات به صورت یک سایت اینترنتی ارائه شود؟

ابزارهای لازم برای این کار فراهم شده اما ملاحظاتی در این خصوص وجود دارد که تصمیم گرفتم هنوز به این شکل ارائه نشود. بعضا در تجربه های مشابه دیده شده که سوءاستفاده هایی صورت گرفته است با توجه به اینکه متولی این کار نهاد رهبری است و کار باید با رعایت و مصالحی انجام شود که خدای نکرده جای سئوال نماند فعلاً این کار صورت گرفته است.

تبیان: این کار که شما آغاز کرده اید و در حال انجام است با این بحث ازدواج دانشجویی چه فرقی دارد. تلقی من این بود که در موضوع ازدواج دانشجویی هم همین خدمات توسط بخش های فرهنگی مرتبط و دست اندرکار انجام می شد؟

این دو مبحث کاملاً دو فاز جدا هستند در ازدواج دانشجویی اشخاص همدیگر را پیدا کرده اند و با هم آشنا شده اند و تصمیم به تشکیل زندگی مشترک گرفته اند و نهادهای رهبری موظف بودند برای آنها جشن بگیرند،به آنها تسهیلات اعطا کنند به مسافر و گردش و سیاحت و زیارت ببرند و تبلیغات کنند تا سنت ازدواج در بین جوانان نهادینه شود.

بحث ما ناظر به معرفی افراد به همدیگر و مشاوره و رفع مشکل است و حتی اگر لازم بود به خواستگاری همراه بچه ها برویم و با خانواده ها صحبت کنیم و اگر گرهی در کار ایجاد شد آن را حل کنیم.

فضلعلی

تبیان: در این مواردی که منجر به ازدواج شده آیا موردی هم بوده که شما به خواستگاری از طرف پسر رفته باشید؟

مواردی بوده که پسر دانشجویی بوده که در خوابگاه بوده و ما با هماهنگی خانواده ی پسر که در شهرستان بودند جهت جلسه معارفه به همراه شان رفتم تا مقدمات فراهم شود تا در صورت پسند و رضایت طرفین جلسه بعدی با حضور خود والدین خود شخص برگزار شود.

شاید این کار در حالت عادی خیلی برای خانواده ی دختر سخت باشد اما به اعتبار یک روحانی که آنهم در نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه مسئولیت دارد ما را پذیرفته اند تا مقدمات آشنایی دختر و پسر و خانواده ی دختر با پسر برقرار شود و راه برای خواستگاری رسمی باز شود.

ما به دو شکل این موضوع نگاه کنیم شکل اول آموزه های دینی و روایاتی است که در این خصوص به ما توصیه های مفصلی دارند. قسمت دیگر تجربیاتی است که در طول این مدت با اطلاع از حساسیت هایی که دختر و پسر در هنگام ازدواج دارند برایمان پیش آمده است.

تبیان: شما یک سری اطلاعات از دختر و پسر دارید. این اطلاعات را سنجش  و تحلیل می کنید که کدام دو دسته از این افراد با هم می توانند تشکیل زندگی بدهند. حاصل تجربیات شما یک سری اطلاعات است که به شما کمک می کند دراین خصوص قضاوت  کنید. امکان دارد بفرمایید که حاصل این تجربیات به صورت مدون به چه ویژگی های مشترکی در تشکیل خانواده و ازدواج ختم شده است؟

ما به دو شکل این موضوع نگاه کنیم شکل اول آموزه های دینی و روایاتی است که در این خصوص به ما توصیه های مفصلی دارند. قسمت دیگر تجربیاتی است که در طول این مدت با اطلاع از حساسیت هایی که دختر و پسر در هنگام ازدواج دارند برایمان پیش آمده است. در واقع یک میانگین یا معدلی به دست آمد که می تواند به کل جمع سرایت پیدا کند و برای اینکه درصد موفقیت بالا برود این مسائل را مطرح کردیم.

فضلعلی

تبیان: این مستند است و آیا در یک جامعه آماری سنجش شده است؟

به این شکل به طور مستند نه، اما به طورمتعارف توانسته ایم این کار را بکنیم و درکی از انتظارات طرفین پیدا کنیم.

تبیان: با توجه به این تجربیات، شما به تعبیر من به یک سری فاکتورها و ویژگی های هم کفوی دست پیدا کرده ایم لطفا در این خصوص توضیح دهید؟

فاکتورهای اصلی ایمان و اخلاق است .

تبیان: من به این مساله یک ایرادی دارم و اینکه این فاکتور ایمان و اخلاق که مسائل ریاضی نیستند که بتوانند آنها را با خط کش اندازه گیری کرد؟

برای پسر و دختری که مراجعه کرده و از ما کمک می خواهند و سئوال می کنند که ما چه فاکتورهایی را باید برای ازدواج در نظر بگیریم  این مطلب را تشریح می کنیم نه اینکه ما ایمان و اخلاق طرفین را سنجش کنیم. یعنی برای کسی که مشاوره می خواهد می گوییم این معیارها را باید مدنظر قرار دهد و در طرف مقابل آن را ارزیابی کند.

یعنی اول ما فاکتورهای هم کفوی است. و نکته ی بعدی راههای شناخت همین فاکتورها که این را هم تشریح می کنیم ما از کجا باید بفهمیم که طرف مقابل این ویژگی هایی که ما عنوان کردیم را داراست برای این موضوع از 4 عامل کمک می گیریم اول بحث گفتگوست، تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد امام علی فرمودند که شخصیت هر کسی در زیر زبانش است. یعنی تا شخصی حرفی نزده باشد او را نمی شناسیم

وقتی یک دختر و پسر یک ساعت با هم صحبت کنند همدیگر را ارزیابی می کنند که چقدر مایه ی دینی دارند مشخص می شود که آیا  می توانند از همدیگر درک متقابلی داشته باشند  یا خیر . مورد دیگر بحث پرس و جو است. و خود این پرس و جو و تحقیق شامل پرس و جو از دوستان،  فامیل و همسایه  است . از فرمایشات امام صادق علیه السلام است. که هر کسی را  می خواهی بشناسی از دوستانش بشناس . دوست از آدم شناخت خیلی خوبی دارد. دانشجویانی که در خوابگاه کنار هم زندگی می کنند مطمئنا شناخت خوبی از هم اطاقی شان دارند. اخلاق ، روحیات و علایق را خوب می دانند. چه بسا این چهار تا را همگی لازم نباشند اما اینها را برای حصول به نتایج باید دنبال کنند.

اما 6 تا فاکتور فرعی چه هستند. فاکتور فرعی یعنی چه؟ یعنی اگر آن 2 تایی اول وجود داشت به خاطر این 6 فاکتور مخالفت نکنیم و روی اینها خیلی حساسیت نشان ندهیم و ازدواج را به خاطر آن به تعطیلی نکشانیم. اگر 2 فاکتور اصلی پررنگ بود و اینها کمرنگ بودند نباید زیاد سخت گیری نکنیم.

اول تناسب فرهنگی: اهل یک فرهنگ و با یک آداب و رسوم باشند و زبان باشند تا بتوانند همدیگر را هضم کنند حتی بهتر است بگویم اهل یک قومیت باشند تا در زندگی جر و بحثی پیش نیاید و عقب گردی صورت نگیرد.

دوم تناسب اقتصادی، اینکه فاصله ی اقتصادی دختر و پسر با هم کم باشد. وضع اقتصادی بالفعل و بالقوه پسر بهتر است از دختر بهتر باشد. یعنی وقتی دختر وارد یک زندگی جدید می شود این زندگی به کام دختر شیرین باشد تا زمینه اعتراض ها و بگوومگوها و نق زدن ها فراهم  نباشد. این زندگی برای هر دو دلچسب تر خواهد بود.

به نظر من دو تا فاکتور اساسی، اصل بنیادی و بایدی است و شش فاکتور دیگر متغیر است. با این تقسیم بندی این دو فاکتورها باید حتماً وجود داشته باشند اما شش فاکتور دیگر خیلی وابسته به شرایط است.

فاکتورهای اصلی ایمان و اخلاق است .

نکته سوم: تناسب قد و قیافه است که زیبایی دختر و پسر می بایست با هم متناسب باشد. یعنی حتی قد دختر و پسر یا اندام آنها از حیث چاقی و لاغری با هم متناسب باشد که در مجموع اینها را می گویند که قیافه شان به هم بخورد. در اینجا زیبایی دختر از پسر بیشتر باشد. پسر دنبال کسی می گردد که از خودش زیباتر باشد و بتواند دل و قلب او را احاطه کند. حتی در مورد قد می گویم که جوری نباشد که انگشت نما بشوند.

به نظر من دو تا فاکتور اساسی، اصل بنیادی و بایدی است و شش فاکتور دیگر متغیر است. با این تقسیم بندی این دو فاکتورها باید حتماً وجود داشته باشند اما شش فاکتور دیگر خیلی وابسته به شرایط است.

فاکتورهای اصلی ایمان و اخلاق است .

فاکتور چهارم: بحث تناسب خانوادگی است.

 فاکتور بعدی تناسب مدرک تحصیلی است. مدارکشان به هم نزدیک تر باشد و در اینجا توصیه می کنیم که یا هم سطح باشند و یا حداقل مرد یک درجه از دختر بالاتر باشد. این موضوع باعث می شود روح تفاهم و روح اطاعت پذیری همسر بالاتر برود.

فضلعلی

بحث آخر و ششمین مورد تناسب سنی است. اگر نگاه ما به بلوغ، هم بلوغ جنسی و جسمی و فکری باشد و این مورد در هر دو طرف احراز شده باشد بهتر است که پسر از دختر چند  سال سنش بیشتر باشد . این را می گویم ایده آل است.

این فاکتورها، فاکتورهای متغیر است اما یک نکته کلی در مورد تک تک اینها باید عرض کنم که من ایده آل هر یک را عنوان کردم اما باید به این نکته دقت داشت که اگر در طرفین اخلاق و ایمان به نحو مطلوب وجود داشته باشد اگر سایر موارد هم کم و کسر بشود هیچ ایرادی ندارد. مثلا اگر دختری یک سال از پسر بزرگ تر بود و همه ی مواردی که گفتم صادق بود و همدیگر را هم پسندیده بودند و تناسب اخلاق و ایمان وجود داشت، توصیه ی ما در این مورد انجام ازدواج است. خیلی از اوقات مادر پسرها در مورد زیبایی دختر ایراداتی می گیرند.دراین خصوص به آنها توصیه می کنیم که با توجه به اینکه این دو جوان همدیگر را پسندیدند و سایر فاکتورها برقرار است مانعی برای ازدواج شان نباشند. حرف من این است که وقتی در دو اصل اصلی ایمان و اخلاق اطمینان حاصل شد در مورد سایر فاکتور نباید حساسیت بی مورد نشان داد. اما نکته ی بعدی راههای شناخت همین فاکتورهاست. اینکه از کجا باید بفهمیم که طرف مقابل این ویژگی هایی که ما عنوان کردیم را داراست. برای این موضوع از 4 عامل کمک می گیریم. اول بحث و گفتگوست، تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. امام علی(علیه السلام) فرمودند که شخصیت هر کسی در زیر زبانش است، یعنی تا شخصی حرفی نزده باشد او را نمی شناسیم.

وقتی یک دختر و پسر یک ساعت با هم صحبت کنند همدیگر را ارزیابی می کنند. اینکه چقدر مایه ی دینی دارند مشخص می شود، مورد دیگر بحث پرس و جو است  و خود این پرس و جو و تحقیق شامل پرس و جو از دوستان، از فامیل و همسایه است. از فرمایشات امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند هر کسی را می خواهی بشناسی از دوستانش بشناس. دوست از آدم های شناخت خیلی خوبی دارد. دانشجویانی که در خوابگاه کنارهم زندگی می کنند مطمئنا شناخت خوبی ازهم اطاقی شان دارند. اخلاق، روحیات و علایق همدیگر را خوب می دانند. چه بسا این همه تا را همگی لازم نباشند اما اینها را برای حصول به نتایج باید دنبال کنند.

فضلعلی

تبیان: مواردی در دانشگاه هست که جلسه ی معارفه هم برقرار می شود اما منجر به ازدواج نمی شود. این دو نفر در یک دانشگاه و یا یک دانشکده و یا حتی رشته تحصیل می کنند و امکان دارد بعداً چشم در چشم همدیگر را بارها ببینند آیا فکر نمی کنید این مطلب ایجاد تعارض کند؟

 تا این لحظه، موردی که باعث دردسر شده باشد، اینکه ما بی دقتی کرده باشیم و آینده نگری نکرده باشیم هنوز پیش نیامده است. ما به این خاطر که مراجعات مان در سال های اخیر زیاد شده است یک کار جدید انجام داده ایم و آن اینکه فرم هایی تدوین و تهیه کرده ایم که در آن فرم ها، اطلاعات هر یک از اشخاص به همراه علاقه مندی ها و سلایق در آن می شود و نام اشخاص حذف شده و کدبندی گردیده که فقط ما می دانیم که مربوط به چه شخصی اعم از دختر و پسر است. هنگام مراجعه ی اشخاص این زونکن در اختیارشان قرار می گیرد واشخاص می توانند اطلاعات اشخاص را مطالعه کنند و شخص مناسب را انتخاب کنند. یعنی مواردی هست که برای یک شخص مهم است و برای شخص دیگر شاید مهم نباشد. در این حالت خود شخص علایق، سلایق و دیدگاه های مورد نظر خودش را از بین این اطلاعات جستجو می کند. مثلاً شخصی می گوید که من می خواهم همسر من حتماً همشهری خودم باشد. این باعث می شود که فقط با توجه به استان و یا هر محل اقدام به انتخاب کند. مثلاً شاید از دید ما اینکه جمعیت در خانواده کم یا زیاد باشد خیلی مهم نباشد اما برای یک دختر و یا یک پسر این مطلب اهمیت دو چندان داشته باشد.بعد در مرحله بعد قرار ملاقات بین دختر و پسر گذاشته شود تا همدیگر را ببینند. دراین حالت درصد خطا خیلی کمتر می شود.

یکی از مطالب مهمی که عنوان می کنیم این است که کسی را که مورد اعتماد هر دو نفر هست و هر دو نفر به او اطمینان دارید را به عنوان مرجع و ملجا خودتان قراردهید که در اختلاف ها به اومراجعه کنید و مشکلات فرضی بوجود آمده را با او حل و فصل کنید

 تبیان: من یک انتقاد کلی به این موضوع دارم.اشخاص در دوره ی دانشجویی از خانواده عموماً دور هستند و در خوابگاه این کمبود عاطفی،آنها را به سمت ازدواج سوق می دهد در حالیکه فاقد بلوغ فکری کامل برای ازدواج اند یعنی به نظر من یک دانشجوی کارشناسی که تا سن 22 سالگی درسش تمام می شود بلوغ کامل روحی و روانی و فکری برای مواجه شدن با موضوع ازدواج را ندارد و دوم اینکه پیگیری بعدی در مورد نتیجه ی این ازدواج در جایی نداریم. نظر شما در این مورد چیست؟ آیا فکر می کنید که رصد کردن این زوج بعد از ازدواج مهمتر از خود به هم رساندن این دو نفر نیست؟

ما رصد نمی کنیم اما رصد می شوند، مواردی که ما داشتیم اختلاف و یا بگوومگو بوده است اما طلاق خیر. آنها تماس گرفته اند و با ما ارتباط خودشان را حفظ می کنند. مواردی که یا اینجا آمده اند و یا اینکه ما به منزل ایشان رفتیم و نشسته ایم و صحبت کرده ایم و موضوع را حل کرده ایم افراد با ما در ارتباط هستند حتی در حد یک استخاره.

تبیان: آیا در این حد می توان اکتفا کرد و از این مطلب به عنوان ارتباط و رصد کردن تعبیر کرد؟

 وظیفه ی ما در مورد این زوج فقط آشنایی نیست بلکه مشاوره هم هست. یعنی دختر و پسر وقتی به ما مراجعه می کنند به آنها خدمات مشاوره هم ارائه می شود تحت عنوان دو موضوع. اول کلیدهای خوشبختی و دوم راههای اصلاح که درجلسات مشاوره این مباحث را در حضور هر دو شخص مطرح می کنیم. در کلیدهای خوشبختی عناوین مهم را مطرح می کنیم از صداقت شروع می شود ازعذرخواهی و عذرپذیری در خانواده، از وفا و صفا و تعهد به خانواده به تفصیل صحبت می شود.

یکی از مطالب مهمی که عنوان می کنیم این است که کسی را که مورد اعتماد هر دو نفر هست و هر دو نفر به او اطمینان دارید را به عنوان مرجع و ملجا خودتان قراردهید که در اختلاف ها به اومراجعه کنید و مشکلات فرضی بوجود آمده را با او حل و فصل کنید. او را به عنوان کسی که  تجربه بیشتر دارد به عنوان یک راه مطمئن انتخاب کنند و نه لزوماً وقتی یک مشکلی بوجود می آید بلکه به عنوان امین زندگی خود و رافع اختلاف قرار دهند.

تبیان -  بخش خانواده ایرانی

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه